۱۳۸۹ مرداد ۲۷, چهارشنبه

شیر سنگی


زمان کودکی ما فیلمهایی می ساختند که مهیج ترینشان کانی مانگا بود و ملودرام ترینشان گلهای داوودی...
آن وقت ها جاده های سرد را که دیدم شاید -درست مثل الان- چیز زیادی از سینما نمیدانستم، ولی فهمیدم که بسیار دوستش دارم.
فهمیدم با شخصیت فیلمهای ایرانی هم میشود همراه شد، خندید، گریه کرد، ترسید ...
چند سال بعد که شیر سنگی را دیدم، مبهوتش شدم...عاشقش شدم. بارها و بارها تا به این سن دیدمش و بارها و بارها با آعلی یار و نامدار خان گریه کرده و خندیده ام. سالها موسیقی زیبایش که فریدون شهبازیان بر مبنای ملودیهای بختیاری ساخته است، در گوشم زمزمه گر بوده است ...
به قول مسعود جعفری جوزانی" شیر سنگی قصه ایست درباره روح بلند بختیاری"
من بختیاری نیستم، ... اما هر بار که شیر سنگی را دیده ام به ایرانی بودن خود بالیده ام،... نپرسید چرا...
شیر سنگی حماسه ایست از غربت این سرزمین ... از مردمانی که در سرزمین خود غریبه اند... از مردمانی که درست است گاه فراموش میکنند که میتوان سربلند بود، اما سرآخر بیاد میآورند.
نمیدانم اگر سینمای ما امثال ناصر تقوایی، علی حاتمی، مسعود جعفری جوزانی، بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی و ... را نداشت، چطور میتوانستیم ادعا کنیم که میشود فیلم ایرانی هم ساخت.
دست مسعود جعفری جوزانی را میبوسم که در کنار بسیاری دیگر فراموش نکرد، که سرزمینی بنام ایران داریم .

----------------------------------------------------
1- گروه رستاک آلبومی بنام "همه اقوام من" دارد. زیباست...
بهانه نوشتن این مطلب گوش دادن هزار باره به ترانه "بلال" از این آلبوم است که ترانه ای بختیاریست. شاید تمام شعرش را متوجه نشوم ولی آنقدر دوستش دارم که اینجا تبلیغش را بکنم ... نوای سازشان پر طنین باد.
2- اینجا میتوانید به ترانه گوش دهید .

اگر تصویر دیده نمیشود، اینجا کلیک کنید


۱۳۸۹ مرداد ۱۵, جمعه

دلقک



من یک چیز و تنها یک چیز باقی خواهم ماند و آن یک دلقک است؛
این مرا بسیار بالاتر از هر سیاستمداری قرار می دهد.
چارلی چاپلین

I remain just one thing, and one thing only, and that is a clown. It places me on a far higher plane than any politician.
Charlie Chaplin


۱۳۸۹ مرداد ۱۳, چهارشنبه

آخرین درخت

تنها وقتی آخرین درخت بریده شد،
تنها وقتی آخرین رودخانه آلوده شد،
تنها وقتی آخرین ماهی صید شد، ...
خواهید فهمید که نمی شود پول را خورد.

Two Wolves
One evening an old Cherokee told his grandson about a
battle that goes on inside people. He said, "My son, the battle is between 2 "wolves" inside us all.
One is Evil. It is anger, envy, jealousy, sorrow, regret,
greed, arrogance, self-pity, guilt, resentment, inferiority, lies, false
pride, superiority, and ego.
The other is Good. It is joy, peace, love, hope, serenity, humility,
kindness, benevolence, empathy, generosity, truth, compassion and faith."
The grandson thought about it for a minute and then asked his grandfather:
"Which wolf wins?"
The old Cherokee simply replied, "The one you feed."


۱۳۸۹ مرداد ۸, جمعه

دیوانگی


هر انسانی، به مقدار کمی دیوانگی نیاز دارد؛
وگرنه هیچگاه جرات نخواهد کرد، بند را پاره کرده و آزاد شود.

نیکوس کازانتزاکیس

۱۳۸۹ تیر ۲۶, شنبه

دوست من آقای اسب

خوب نبود اگر سر من اینجوری بود و سر تو هم به شکل سر یک دلفین؟

۱۳۸۹ تیر ۲۳, چهارشنبه

چندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم


باز آمـــــدم باز آمدم از پیش آن یـــار آمـــــــدم
در من نگـــردر من نگر بهر تو غمخوار آمـدم
شاد آمدم شاد آمدم از جملــــــه آزاد آمـــــــــدم
چندین هـــزاران سال شد تا من به گفتار آمــدم
آن جا روم آنجا روم بالا بدم بـــــــــــــالا روم
بازم رهان بازم رهان کاین جا به زنــهار آمـدم
من مرغ لاهوتی بدم دیدی که ناسوتی شــــــدم
دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتــــار آمــــــــدم
من نور پاکم ای پسر نه مشت خاکــم مختصــــر
آخــــر صدف من نیستم من در شهـــوار آمــدم
مولانا
--------------------------------------------------------------------
چقدر این "هزار" رو توی شعرها دوست دارم.
وقتی میگویند هزار، باور میکنی که یعنی خیلی زیاد.
هزار سال یعنی خیلی دور، ...
و ...
همین "خیلی دور" است که، خیلی دوست دارم.


۱۳۸۹ تیر ۱۸, جمعه

صورت یک زن

می دونم که خیلی کار ابتدایی هستش... ولی عیبی نداره... ببخشید اگر که مطلبی برای ضمیمه کردن به تصویر به ذهنم نمی رسه!