یه جایی تو فیلمِ هامون ، توی یه تیمارستان ، یه دیوونه به خسرو خان شکیبایی میگه :
" آزمودم عقلِ دور اندیش را
بعد از این دیوانه سازم خویش را " ... آآآیِ دکتر !
اینو به یه رفیقی که خیلی رفیق بود و خیلی دکتر بود ، خیلی میگفتم .
رفت به یه جای خیلی دور و خیلی دور و خیلی دور ...
هر جا که هستی سلامت باشی آآآیِ دکتر ...
1. خدا رحمتت کنه عمو خسرو که حالا حالا ها قرار نیست مانندِت پیدا بشه .
2. خیلی کارِ سختیه این کاری که این رفیقمون تو فیلم میگه ، هر کاری کردم که بِشه ، ... نشد .
3. پاکش کردم .
4. اینم پاکش کردم .
5. از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیافزود
زنهار از این بیابان ، وین راهِ بی نهایت